الشيخ رسول جعفريان
210
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
نقل شده : پيامبر نامهاى براى قبيلهء بكربن وائل فرستاد كه در ميان اين قبيلهء با آن وسعت ، كسى كه قادر به خواندن آن نامه باشد وجود نداشت . « 1 » وجود اين همه نصوص تاريخى ، هيچ گونه شكى را در اين كه عرب جاهلى توانايى خواندن و نوشتن را نداشته باقى نمىماند . اينجاست كه ما ارزش آن را كه قرآن به « قلم » قسم مىخورد در مىيابيم . در اين ميان جاى تعجب و شگفتى آن است كه در همين دوران كه عرب جاهلى در جهل و بىسوادى بوده ، مناطق روم و ايران در حدّ بالايى از اين نعمت بهرهمند بودهاند ، در حدود يك هزار سال قبل از آن در يونان علم و دانش در سطح پيشرفتهاى وجود داشته و صدها كتاب تأليف شده است . و در حالى كه قوم عرب در روابط تجارى خود با مناطق روم و ايران رفت و آمد داشته ، از اين به بعد بسيار عقب مانده است . « 2 » بعضى از نويسندگان جديد كوشيدهاند تا با چشم پوشى از اين نصوص تاريخى و آيات قرآنى ، ثابت كنند كه كتابت در ميان آن مردم وجود داشته و حتى شايع بوده است . آنان گفتهاند : ياد از وسايل خواندن و نوشتن در آيات قرآن نشان مىدهد كه مردم آن دوره ، با اين وسايل آشنا بوده ، آنها را استعمال مىكرده و خواندن و نوشتن در حدى گسترده ، ميان آنها شايع بوده است . « 3 » نويسندهاى در ذيل آيهاى كه امر به نوشتن ديون مىكند مىگويد : اين نشان مىدهد كه چنين امرى ممكن بوده كه خداوند بدان دستور داده است . « 4 » آلوسى مىگويد : از ادلهاى كه دال بر وجود كتابت در ميان عرب است وجود الفاظ فراوان در زبان آنهاست كه براى مسايل مربوط به خواندن و نوشتن وجود دارد . « 5 » جواد على مىگويد : در زبان عرب جاهلى كلماتى وجود دارد كه مشتمل بر خواندن و نوشتن است ، مثل : قلم ، قرطاس ، دوات ، مداد ، لوح ، صحف ، كتاب ، مجله و غير اينها كه جاى شكى باقى نمىگذارد كه جاهليّين آنها را استعمال مىكردهاند ؛ چرا كه اين كلمات در قرآن وارد شده و اين خود دليل استعمال آنها توسط اعراب جاهلى است . « 6 » در اين باره تذكر چند نكته لازم است . اولا : دونفر آخر خود در مطالبى كه از آنها گذشت اظهار داشتند كه اميّت در ميان آنها
--> ( 1 ) . الصحيح من سيرة النبى الاعظم ، ج 1 ، ص 49 ( 2 ) . محمد بن سعد درجلد سوم طبقات خود ، نام تعدادى از مردم را ذكر كرده و پس از آن كه مىگويد اينها كتابت مىدانستند مىگويد كه كتابت در عرب ، جاهلى اندك بوده است نك : صص 613 ، 604 ، 536 ، 531 ، 526 ، 522 ، 498 ، 465 ، 450 ( 3 ) . عصرالنبى صلى الله عليه و آله و سلم ، ص 444 ( 4 ) . همان ، 445 ( 5 ) . بلوغ الارب ، ج 3 ، ص 370 ( 6 ) . المفصّل ، ج 8 ، ص 252